پارسی زی

پارسی زی

پارسی زی

پارسی زی

پارسی زی

۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۷ ثبت شده است

شعر در مورد برف

پنجشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۷، ۰۷:۵۰ ب.ظ

شعر در مورد برف

شعر در مورد برف , شعر در مورد برف شعر در مورد برف و زمستان , شعر در مورد برف پاییزی , شعر در مورد برف و باران

برف یکی از زیباترین نشانه های زمستان است.با باریدن برف شاهد شور و نشاط هستیم و همه ما خاطرات خوبی از بارش برف داریم.در این مطلب از سایت پارسی زی سعی کرده ایم اشعار زیبا در مورد برف را برای شما تهیه نماییم.

اشعار زیبا در مورد برف

شعر در مورد برف

برف آمده شبانه

رو پشت‌بام خانه

برف آمده رو گل‌ها

رو حوض و باغچه‌ی ما

زمین سفید هوا سرد

ببین که برف چها کرد

رو جاده‌ها نشسته

رو مسجد و گلدسته

برف قاصد بهاره

زمستان‌ها می‌باره

سلام سلام سپیدی!

دیشب ز راه رسیدی؟

شاعر : پروین دولت‌آبادی

⇔⇔⇔⇔

هوا سرد است و برف آهسته بارد

ز ابری ساکت و خاکستری رنگ

زمین را بارشِ مثقال،مثقال

فرستد پوشش فرسنگ،فرسنگ

سرود کلبه ی بی روزن شب

سرود برف و باران است امشب

ولی از زوزه های باد پیداست

که شب، مهمان توفان ست امشب

دوان بر پرده های برف ها ،باد،

روان بر بال های باد، باران؛

درون کلبه ی بی روزن شب،

شب توفانی سرد زمستان.

⇔⇔⇔⇔

آرزو کن با من

که اگر خــواست زمســـتان برود!

گرمیِ دستِ تو اما باشد

“مــا” ی ما “مـــن” نشود

سایه ات از سرِ تنهاییِ من کم نشود!

⇔⇔⇔⇔

به دل نا گفته صدها حرف دارم

میان سینه زخمی ژرف دارم

به روی پوستین سالخوردم

زمستان در زمستان برف دارم

⇔⇔⇔⇔
سرود برفی گنجشگکی خرد

مرا با خود به دنیای دگر برد

دوباره جیک جیکی کرد و آن گاه

میان برف ها ناگهان مرد

⇔⇔⇔⇔

هدیه‌ام از تولد، گریه بود

خندیدن را تو به من آموختی

سنگ بوده‌ام، تو کوهم کردی

برف می‌شدم، تو آبم کردی

آب می‌شدم، تو خانه دریا را نشانم دادی

می‌دانستم گریه چیست

خندیدن را

تو به من هدیه کردی.

شعر در مورد دریا

شعر در مورد برف و زمستان

وقتی زمستان آمد

از گل نشانه ای نیست

بلبل ها را از سرما

بر لب ترانه ای نیست

زمستان‌ آمده باز

کرده پرپر گلها را

برگ زرد درختان

نشان دهد سرما را

ای بچه های گلرو

آمد فصل زمستان

برف و باران دوباره

می بارد از آسمان

ما بچه ها همیشه

با آنکه پرخروشیم

شال و کلاه خود را

فصل سرما می پوشیم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد برف کودکانه

زمستونه زمستونه                   فصل تگرگ و بارونه

هوا شده خیلی سرد                 روی زمین پر از برف

چه خوبه کودکستان                 وقتی میشه زمستان

کلاغ های سیاه رنگ                 بخاری های روشن

وقتی بارون میباره                  دلم میخواد دوباره

برم به کودکستان                    میان آن گلستان

⇔⇔⇔⇔

گلوله گلوله برف میاد

سرد هوا زمستونه

سرمای بی حد هوا

تن ادمو می لرزونه

برف که میاد از اسمون

سفید می شه درختچه ها

شادی داره صفا داره

بازی توی پس گو چه ها

وقتی زمستون می رسه

همش بخاری روشنه

باید پوشید لباس گرم

که وقت سر ما خوردنه

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد برف شاملو

برف می بارید و ما آرام،

گاه تنها، گاه با هم، راه می رفتیم.

چه شکایت های غمگینی که می کردیم،

یا حکایت های شیرینی که می گفتیم.

هیچکس از ما نمی دانست

کز کدامین لحظه شب کرده بود این باد برف آغاز.

هم نمی دانست کاین راه خم اندر خم

بکجامان می کشاند باز.

شعر از شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد برف پاییزی

جز روزگار من

همه چیز را سفید کرده برف

سراسر شب

برف بارید

دو زاغچه

آینه‌شان را در برف می‌چرخاندند

در جست و جوی دانه

دعا می‌خواندند

سخنی بگو برف!

آنکه پس از تو از تو سخن می‌گوید

آب نام اوست

برف

کلامی

که فقط

بر زبان سکوت جاری می‌شود

سفیدخوانی آسمان است

در فصل آخر سالنامه بی‌برگ

آنچه سبک می‌آید

برف

آنچه سنگین می‌گذرد

برف برف

پاییز

جنون ادواری سال است

پیرهنش را ریز ریز می‌کند

در ملافه ای به سفیدی برف

خواب می‌رود

با انگشتانی

که از لبه تخت بیرون است

شعر از محمد شمس لنگرودی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد باران و برف

جهان پر دود گشت از دود جانم

چو بختم شد به تاریکی جهانم

جهان بر من همی گرید بدین سان

ازیرا امشب این برفست و باران

به آتشگاه می ‌مانه درونم

به کوه برف می ماند برونم

بدین گونه تنم را مهر کردست

که نیمی سوخته نیمی فسردست

چو من بر آسمان دیک فرشتست

که ایزد ز آتش و برفش سرشتست

نشد برف من از آتش گدازان

که دید آتش چنین با برف سازان

کسی کاو را وفا با جان سرشتست

به برف اندر بکشتن سخت زشتست

گمان بردم که از آتش رهانی

ندانستم که در برفم نشانی

منم مهمانت ای ماه دو هفته

به دو هفته دو ماهه راه رفته

به مهمانان همه خوبی پسندند

نه زین سان در میان برف بندند

اگر شد کشتنم بر چشمت آسان

به برف اندر مکش باری بدین سان

شعر از فخرالدین اسعد گرگانی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد برف از شاعران معروف

شعر در مورد برف از مولانا

گفت کمتر داستانی باز گو

از عجب‌های حق ای حبر نکو

گفت اینک دشت سیصدساله راه

کوه‌های برف پر کردست شاه

کوه بر که بی‌شمار و بی‌عدد

می‌رسد در هر زمان برفش مدد

کوه برفی می‌زند بر دیگری

می‌رساند برف سردی تا ثری

کوه برفی می‌زند بر کوه برف

دم به دم ز انبار بی‌حد و شگرف

گر نبودی این چنین وادی شها

تف دوزخ محو کردی مر مرا

غافلان را کوهه‌ای برف دان

تا نسوزد پرده‌های عاقلان

گر نبودی عکس جهل برف‌باف

سوختی از نار شوق آن کوه قاف

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد برف از عطار

آن یکی دیوانه در برفی نشست

همچو آتش برف می‌خورد از دو دست

آن یکی گفتش چرا این می‌خوری

چیزی الحق چرب و شیرین می‌خوری

گفت چکنم گرسنه دارم شکم

گفت از برف آن نگردد هیچ کم

گفت حق را گو که می‌گوید بخور

تا شود گرسنگیت آهسته تر

هیچ دیوانه نگوید این سخن

می‌خورم نه سر پدید این را نه بن

گفت من سیرت کنم بی نان شگرف

کرد سیرم راست گفت اما ز برف

همچنین ببینید

شعر در مورد برادرشعر در مورد عشقشعر در مورد پدر

  • ولی چولوی

تعبیر خواب انگشتر

جمعه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ۰۴:۵۱ ب.ظ

تعبیر خواب انگشتر

تعبیر خواب انگشتر , تعبیر خواب انگشتر طلا , تعبیر خواب انگشتر عقیق , تعبیر خواب انگشتر نقره

تعبیر خواب انگشتر طلا و عقیق و یاقوت و نقره و نگین سفید نامزدی ، تعبیر خواب شکستن و گم شدن و هدیه گرفتن انگشتر ، تعبیر خواب انگشتر فیروزه و زمرد نگین سبز ، تعبیر خواب انگشتر الماس همگی در سایت پارسی زی . با ما همراه باشید .

در قدیم رسم بود که نامه های مهم را با انگشتر مهر و موم می کردند.اگر در این مطلب در مورد نامه هایی صحبت شد که با انگشتر مهر شده بودند اشاره به این داستان تاریخی دارد.

انگشتر در خواب

حضرت یوسف ع معتقد است که انگشتر در خواب تعبیرش فرزند است و تعبیر خواب دیدن انگشتر برای مرد عزت و جلال و جاه و مقام است.

حضرت دانیال ع معتقد است که اگر کسی به تو انگشتری دهد تا بوسیله آن چیزی را مهر کند تعبیر این خواب این است که شما به هر آنچه که لیاقت داشته باشی می رسی.

کارل یونگ دیدن انگشتر در خواب را تکامل می داند.

لوک اویتنهاو می گوید که تعبیر خواب انگشتری افتخاری همراه با آرامش خاطر است.و دیدن انگشتر گرانقیمت در خواب تعبیرش یک ازدواج موفق است.

جابر مغربی می گوید نوشتن نامه و مهر کردن آن با انگشتر خود خبر از رسیدن چیزی پنهانی به تو دارد.و اگر نامه گشاده بود به تو چیزی آشکارا خواهد رسید.

امام جعفر صادق ع می فرمایند که دیدن انگشتر برای کسی که جایگاه بالایی دارد این است که از آن جایگاه عزل می شود.همچنین اگر زنی چنین خوابی را ببیند تعبیرش این است که همسر یا فرزندش می میرد.

منوچهر مطیعی می گوید که اگر در خواب انگشتری دیدید که در دستتان است و قبلا این انگشتر را ندیده بودید و از دیدن این انگشتر حیرت کرده اید به موفقیتی می رسید که هم خودتان و هم دیگران متحیر می مانند.

تعبیر خواب پیدا کردن انگشتر

لوک اویتنهاو پیدا کرن انگشتر در خواب را ایجاد اختلاف و تفرقه می داند.

کارل یونگ می گوید که پیدا کردن حلقه ازدواج آشنایی با کسی برای عروسی است.

تعبیر خواب خرید انگشتر

لوک اویتنهاو خریدن انگشتر در خواب را نامزدی می داند.

تعبیر خواب حلقه ازدواج

کارل یونگ معتقد است که دیدن حلقه در خواب منظور حلقه عروسی به تکامل رسیدن و عشق ابدی است.

تعبیر خواب گم کردن انگشتر

کارل یونگ می گوید که اگر در خواب دیدید که حلقه ازدواج خود را گم کرده اید تعبیر این خواب این است که شما در زندگی مشترکتان یکی مشکل حل نشده دارید.

گم کردن انگشتر در خواب می تواند نشانه عدم امنیت باشد.شما ممکن است کسی را دوست داشته باشید و رد طی یک سری مسائل علاقه تان را کاملا از دست بدهید.

امام صادق ع معتقد است که اگر زنی در خواب ببیند که انگشتری نگین دار را گم کرده است تعبیرش این است که یا همسرش می میرد یا فرزندش.

محمد بن سیرین می گوید که اگر کسی در خواب دید که انگشترش گم شده است و یا کسی آن را دزدیده است در کارش مشکل به وجود می آید.

لوک اویتنهاو معتقد است که اگر در خواب دیدی که انگشترت را گم کرده ای تعبیرش جدایی و طلاق از همسر است.

منوچهر مطیعی معتقد است که اگر نی در خواب انگشتر نگین دارش را گم کند تعبیرش این است که یا کسی از عزیزان را از دست می دهد و یا از سمتی عزل می شود.

تعبیر خواب انگشتر نامزدی

کارل یونگ دیدن حلقه و انگشتر نامزدی را یک تعهد در ازدواج می داند که نمادی از یک عشق واقعی است.و این خواب می تواند نگرانی در مورد خواستگاری باشد اگر شما مجرد هستید.

تعبیر خواب انگشتر نقره

حضرت یوسف ع دیدن انگشتر نقره در خواب را خوش اخلاقی و داشتن اخلاق نیکو می داند.

امام جعفر صادق ع دیدن انگشتر نقره در خواب را زن و فرزند و مال می داند و در کل از نظر ایشان این خواب خوبی است.

ابراهیم کرمانی معتقد است که اگر در خواب ببین در دست خود انگشتری از نقره داری تعبیرش این است که هر آنچه که که در زندگی به دست آورده ای پاک و حلال است.

تعبیر خواب انگشتر فیروزه

حضرت یوسف ع دیدن انگشتر فیروزه ای در خواب را داشتن اخلاق نیک و پسندیده می داند.

تعبیر خواب انواع انگشتر از نظر جنس

تعبیر خواب دیدن انگشتری از جنس مس یا برنج این است که مردمی بی اصل و نصب به شما سود می رسد.

اگر در خواب انگشتری از جنس بلور دیدید تعبیر این خواب این است که شما از مردم عادی سودی بهتان می رسد.

تعبیر خواب هدیه گرفتن انگشتر

حضرت دانیال ع معتقد است که اگر از کسی در نماز یا مسجد یا عزا انگشتری هدیه بگیری تعبیر این خواب این است که از آن شخص به شما منفعت می رسد.

لوک اویتنهاو این خواب را خوب نمی داند و به مکر و نیرنگ و تله از آن یاد می کند.

منوچهر مطیعی معتقد است که اگر از کسی انگشتری هدیه گرفتید و در همان لحظه در انگشت خود  کردید ، از کسی که به شما انگشتر داده است سودی به شما می رسد و اعتبارتان زیاد می شود.

در حالت کلی گرفتن انگشتر به عنوان هدیه خوب است اما تعبیر این خواب به این که دهنده کیست و چه جایگاهی دارد بستگی دارد و همچنین به جایی که شما انگشتر را هدیه می گیرید.

محمد بن سیرین می گوید که اگر در خواب دیدی که انگشترت را از دست دادی و یا به کسی هدیه دادی مقداری از اموالت را به دیگران می بخشی.

جابر مغربی معتقد است که اگر در خواب دیدی که انگشتری را به کسی هدیه می دهی و آن شخص انگشتر را از تو قبول نمی کند تعبیرش این است که دختری را می خواهی و جواب رد از او خواهی شنید.

منوچهر مطیعی معتقد است که اگر انگشتری را که به امانت داده بودید را در خواب به شما برگرداندن تعبیرش این است که به خواستگاری شما جواب رد داده می شود و یا به ارزویی نمی رسید.

تعبیر خواب شکستن انگشتر

محمد بن سیرین معتقد است که اگر کسی در خواب دیدید که انگشترش شکسته و فقط نگین ان مانده تمام دارایی اش را از دست می دهد و فقط آبرویش برایش باقی می ماند.

جابر مغربی شکستن انگشتر در خواب را جدایی و طلاق می داند.

منوچهر مطیعی معتقد است که شکستن انگشتر در خواب برای فردی که متاهل است اختلاف و جدایی از همسر است.

کارل یونگ می گوید که شکستن انگشتر در خواب شما وفاداری تان به عشقتان را زیر سوال می برد. و دیدن یک حلقه شکسته در خواب معنی اش تمام شدن یک رابطه است.

تعبیر خواب فروختن انگشتر

محمد بن سیرین معتقد است که اگر در خواب دیدی که انگشترت را می فروشی تمام اموالت را هزینه می کنی.

مطالب مرتبط

تعبیر خواب مردهتعبیر خواب دندانتعبیر خواب موتعبیر خواب گریهتعبیر خواب لباس عروس

  • ولی چولوی

اشعاری در مورد بیشعوری و ندانستن آن

يكشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۷، ۰۵:۴۶ ق.ظ

اشعاری در مورد بیشعوری و ندانستن آن

شعر در مورد شعور و شخصیت , شعر در مورد بیشعوری , شعری در مورد بیشعوری , شعر در مورد بی شعوری

با مجموعه شعر در مورد بیشعوری ، اشعاری زیبا در مورد نداشتن شعور و شخصیت ، زیباترین شعر در مورد بی شعور بودن در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار بیشعوری

کسی که طعم زبان عسل نمی فهمد

توهرچه هم بخوانی غزل ؛ نمی فهمد

حکایتِ نرود میخ آهنی درسنگ

مخوان که سنگ ضرب المثل نمی فهمد

حدیث عاشقی به پایان نمی رسد اما…

دریغ ودرد که این را اجل نمی فهمد

چون سر برسند ابلهی چند

گندی بزنند در رهی چند

با جوش و خروش ابلهانه

جویند ز هر گلی بهانه

با آن که بسی ز فهم دورند

انگار که آخر شعورند

تازند به صاحبان دانش

 نازند به صاحبان دانش

یا رب بشکان دهان ابله

برکن ز دهان زبان ابله

ابله که شود دچار در بند

وا می رهد از غم اش خردمند!

بحثتونو با ادمای احمق با این جمله تموم کنین:

تو نه شعورشو داری قانع بشی

نه سوادشو داری منو قانع کنی پس بگذریم…

ریاضیات اگه شعور داشت

میفهمید منفی در منفی باید بشه

خیلی منفی…..

اونچه ” آدما ” رو کنار هم نگه میداره؛ شباهت هاشون نیست …

درک و شعورشون از ” تفاوت ” هاشونه!

یه مرز باریکى هست بین رُک بودن و بى شعورى،

که متاسفانه همه با افتخار ردش می کنن!

حیوون هم شعورش میرسه

تو این فصل باید بره یه گوشه‌ای بخوابه تا بهار،

حالا ما باید ۶ صبح پاشیم از خونه بزنیم بیرون 😐

‏در نامه ای به پسرم خواهم نوشت:

پسرم،

وقتی چراغ قرمزه یا ترافیکه بوق نزن.

با بوق زدن مسیر باز نمیشه حمال.

بوق نزن بیشعور.

با تشکر، پدرت 😐

شعر در مورد بیشعوری

در زندگی اگر توان عاشق شدن نداری…

لااقل شعور معشوقه بودن داشته باش

بیشعور بودن بهتره یا دیر رسیدن؟

+ بیشعور بودن.

_ آفرین. تبریک میگم شما میتونی گواهینامه داشته باشی

و تو خیابون های ایران رانندگی کنی 😐

دکتر حالش چطوره؟

+ما هر کاری از دستمون برمی‌اومد براش کردیم

ولی متاسفانه بدنش شعورو پس می‌زنه…

رفتم یه عینک آفتابی بخرم

یارو گفت ۱ تومن

دیدم خدا الکی خورشید رو نیافریده که منِ بیشعور عینک بزنم،

حتمن حکمتی داشته والا 🙂

گرما اگه خوب بود و شعور داشت،

مثل سرما در رو که میبستی،

تو نمی یومد 😐

به هرکس به اندازه ی شعورش بها بده،

نه به اندازه معرفت خودت

همیشه سکوت نشانه ی تایید حرف طرف مقابل نیست ، گاهی

نشانه ی قطع امید از سطح شعور اوست !

امروز ۱۰ تا پست عاشقانه برای شوهرم گذاشتم

دیدم جواب داده عزیزم ﺣﻘﻮﻗﻤﻮ ﺑﮕﻴﺮﻡ چشم

چقد کمال، چقد فهم،چقد شعور

کاش می شد که شعار

جای خود را به شعوری می داد

تا چراغی گردد دست اندیشه مان

اگر بی شعورها عاشق می شوند

فقط به یک دلیل است

می خواهند در هیچ چیز کم نیاورند از جمله عشق!

بیشعوری یعنی…

لطف دیگران را..

وظیفه آنان پنداشتن

علاقه رو باید جای خرجش کنی که؛

یه شعوری پشتش باشه……

بیشعور تحت درمان باید هرگز از یاد نبرد

که زمانی بیشعور بوده است و اگر مراقبت نکند،

ممکن است دوباره بیشعور شود.

سخت ترین مرحله در درمان و ترک بیشعوری همان مرحله ی نخست است،

یعنی پذیرفتن بیشعور بودن.

شعر در مورد بیشعور بودن

هیچ کس دوست ندارد قبول کند که بیشعور است

و بنابراین لحظه ی برداشتن نخستین گام، درد آور است

در بیشتر مواقع، تا رسیدن به لحظه ی سرنوشت ساز پذیرش،

بیشعور بحران هایی چون ورشکستگی،  طلاق، اخراج از کار با بدتر

از همه ضایع شدن توسط یک بیشعور بزرگ تر را از سر گذرانده است.

بیشعوری ربطی به سواد ندارد، به رفتار آدم ربط دارد.

حتی بعضی از بیشعور ترین افراد ،

کسانی اند که متخصص محسوب می شوند

و دیگران را راهنمایی می کنند

خاکی که به زیر پای هر نادانی است

کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانی است

هر خشت که بر کنگرهٔ ایوانی است

انگشت وزیر یا سر سلطانی است

دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس

نسیم روضه شیراز پیک راهت بس

دگر ز منزل جانان سفر مکن درویش

که سیر معنوی و کنج خانقاهت بس

وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دل

حریم درگه پیر مغان پناهت بس

به صدر مصطبه بنشین و ساغر می‌نوش

که این قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس

زیادتی مطلب کار بر خود آسان کن

صراحی می لعل و بتی چو ماهت بس

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد

تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

هوای مسکن مألوف و عهد یار قدیم

ز رهروان سفرکرده عذرخواهت بس

به منت دگران خو مکن که در دو جهان

رضای ایزد و انعام پادشاهت بس

به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ

دعای نیم شب و درس صبحگاهت بس

شعر از حافظ

  • ولی چولوی

قرص تاخیری ، سیلدنافیل و ویاگرا و وگادول ایرانی قوی گیاهی فوری

قرص تاخیری , قرص تاخیری ایرانی , قرص تاخیری سیلدنافیل , قرص تاخیری ویاگرا , قرص تاخیری قوی

قرص تاخیری ایرانی قوی و گیاهی ، قرص تاخیری سیلدنافیل و ویاگرا و وگادول ، قرص تاخیری فوری در سایت پارسی زی همراه باشید.

قرص تاخیری

یکی از بزرگترین نگرانی های مردان در روابط زناشویی انزال زودرس است، و بسیاری از مردم برای حل این مشکل خود دنبال داروهای تاخیری هستند.

انزال زودرس می تواند عامل سردی روابط مرد و زن، نارضایتی جنسی، احتمال خیانت و طلاق را افزایش می دهد و در نهایت باعث به فروپاشی نظام خانواده می شود. برخی از مردان برای درمان از قرص های استفاده می کنند.

با وجودی که این داروها به میزان معینی مشکلات مردان را حل می کنند، آنها نباید از نظر عواقب ناشی از مشکلات طولانی مدت برای فرد غافل شوند.

انواع قرص های تاخیری

قرص تاخیری سیلدنافیل

این قرص با نام های تجاری ویاگرا و ارکتو عرضه می شود.این قرص ها در اندازه های ۵۰، ۲۵ و ۱۰۰ میلی گرم تولید می شود که به میزان ۱۰۰ میلی گرم در روز حداکثر مصرف می شود،ابتدا از دوز پایین شروع کنید و اگر جواب نداد دوز بالاتر را مصرف کنید.

از عوارض این دارو این است که فشار خون را کاهش می دهد و باعث سردرد و گر گرفتگی می شود و سیانوپسیا و تاری دید و مشکلات شنوایی را شامل می شود. در این صورت مصرف این قرص را ترک کنید و سریعا به دکتر مراجعه نمایید.

قرص تاخیری وگادول

در کشور هندوستان به قرص ترامادول ، وگادول می گویند و با نام های Veldrol و وکتادول VICTADOL به صورت مجازی به فروش می رسد.بعبارتی قرص وگادول از ترکیب سیلدنافیل و ترامادول تهیه می شود.

این قرص حاوی صد میلی گرم سیلدنافیل و ۵۰ میلی گرم ترامادول که یک ماده خطر ناک است می باشد.

این قرص ها در ابتدا مشکل زود انزالی را زفع می کنند ولی در دراز مدت مشکلات زیادی برای شما به وجود می آورند.از مهمترین عوارض این قرص می توانیم به سکته مغزی و سکته قلبی ناگهانی و فشار چشم و سوء هاضمه و مشکلات شنوایی اشاره کنیم.

قرص تاخیری گیاهی

می توانیم در ابتدا به کپسول اگزوتیک پلاس مارنیز اشاره کنیم.نحوه مصرف آن اینگونه است که قبل از خوردن غذا یک یا دو عدد مصرف شود.این کپسول از جینسینگ کره ای و گیاه گوارانا و ماده بسیار مغذی Royal jelly و اسید آمینه تورین تهیه می شود.

عوارض خاصی برای ان گفته نشده است ولی در بارداری و شیردهی با پزشک خود مشورت کنید و همچنین در حین مصرف داروهایی مانند وارفارین و دیگوکسین.اگر آسم و حساسیت شدید دارید هم با احتیاط مصرف کنید.در جای خشک و خنک و دور از دست اطفال نگهداری کنید.

کپسول جنسینگ پلاس اسی که در بسته های سی عدید توزیع می شود.نحوه این کپسول به این صورت است که هر رزو یک کپسول را صبح یا زمان خستگی با یک لیوان کامل آب بخورید.اگر حساسیت اولیه نشان دادید دوز بالاتر مصرف نکنید و در بارداری و شیردهی تحت نظر پزشک مصرف کنید.

قرص تاخیری ایرانی

قرص تاخیری گیاهی آفرودیت را معرفی می کنیم که در هر قرص یا ۲ میلی لیتر آن ، میوه خارخاسک ۴۰ میلیگرم و زنجبیل ۱۲/۲۷ میلیگرم و زعفران ۳ میلیگرم و دارچین ۱۱ میلیگرم بکار رفته است.بعد از هر وعدع غذایی یک قرص بخورید می شود روزی ۳ تا.

در بیماران قلبی و مبتلایان به فشار خون پایین با احتیاط و تحت نظر پزشک مصرف شود.کسانی که به اسانس های گیاهی آلرژی دارند هم باید با احتیاط مصرف کنند.

قرص دیگری که در زمینه قرص های تاخیری ایرانی به شما معرفی می شود قرص تاخیری کیمیاگر است.از داروهای گیاهی به خصوص تمبر هندی تشکیل شده است.نحوه مصرف هم یک یا دو کپسول دو تا دو و نیم ساعت قبل از نزدیکی مصرف شود.

از عوارض این قرص می توانیم به یبوست و دل درد اشاره کنیم.اگر این قرص را با مواد اسدی مثل سرکه و آبلیمو بخورید ، اثراتش خنثی می شود.

عوارض قرص های تاخیری

  • سردرد
  • بدن درد
  • مشکلات گوارشی
  • سرگیجه
  • تاری دید
  • سرخ شدن
  • گرفتگی بینی
  • آبریزش بینی
  • پریاپیسم
  • تغییر ناگهانی قدرت شنوایی
  • نابینایی

مطالب مرتبط

قرص برنج

  • ولی چولوی

شعر در مورد ایران ، باستان و کوتاه من کودکانه برای کودکان وطن از سعدی

شعر در مورد ایران

شعر در مورد ایران کوتاه ، شعر در مورد ایران من باستان ، شعر در مورد ایران از حافظ و سعدی , شعر در مورد ایران کودکانه برای کودکان .در این مطلب از سایت پارسی زی به زیباترین اشعار در مورد ایران را تقدیمتان می کنیم.

ایران

به کوروش به آرش به جمشید قسم

به نـقـش و نـگار تخت جمشید قسـم

ایــــران همی قلب و خون مـن اســــت

گـــرفــتـــه زجــان در وجـــود مــن اســت

بـــخــوانـیــم ایــن جـــمـلـه در گــوش بــــاد

چـــو ایــــــران مـــبــــاشــد تــن مـــن مــبــاد

…………………………..…………………………

فیلم رویارویی اش با ما تماشایی بُوَد

پرده فال و تماشا را به آتش می کشیم

تنگه هرمز گلوگاه بلیات است و ما

قایق دزدان دریا را به آتش می کشیم

برد موشک های ایرانی کم از سجیل نیست

با همانها فوج اعدا را به آتش می کشیم

…………………………..…………………………

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم
ترا، ای کهن پیر جاوید برنا
ترا دوست دارم، اگر دوست دارم
ترا، ای گرانمایه، دیرینه ایران
ترا ای گرامی گهر دوست دارم
ترا، ای کهن زاد بوم بزرگان
بزرگ آفرین نامور دوست دارم
هنروار اندیشه ات رخشد و من
هم اندیشه ات، هم هنر دوست دارم
…………………………..…………………………

ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست ِ منست

هنر نزد ایرانیان است و بس

ندادند شیر ژیان را بکس

همه یکدلانند یزدان شناس

به نیکی ندارند از بد هراس

چنین گفت موبد که مرد بنام

به از زنده دشمن بر او شاد کام

اگر کُشت خواهد تو را روزگار

چه نیکو تر از مرگ در کار زار

همه روی یکسر بجنگ آوریم

جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

…………………………..…………………………

ای ایران، ای سرای امید

بر بامت سپیده دمید

بنگر کزین ره پر خون

خورشیدی خجسته رسید

…………………………..…………………………

ایران …

فدای اشک و خنده تو

دل پر و تپنده تو

فدای حسرت و امیدت

رهایی رمنده تو

رهایی رمنده تو

…………………………..…………………………

ایران …

اگر دل تو را شکستند

تو را به بند کینه بستند

چه عاشقان بی‌نشانی

که پای درد تو نشستند

کلام شد گلوله باران

به خون کشیده شد خیابان

ولی کلام آخر این شد

که جان من فدای ایران …

تو ماندی و زمانه نو شد

خیال عاشقانه نو شد

هزار دل شکست و اخر

…………………………..…………………………

ایران به شوق زندگی در مرگ رویین‌تن شده

مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده

…………………………..…………………………

عشق ایرانی

نرسیدن است

نبودن است

سر به بیابان زدن و

نی زدن است

یار را شمع محفل دیگران دیدن و

سر بر شانه ی ساقی سوختن است

…………………………..…………………………

امروز جهان بهار از ایران ملکست
میدان همه پر نگار از ایران ملکست
رامش چو گلی به بار از ایران ملکست
افروخته شه کنار از ایران ملکست
شعر در مورد وطن

ای وطن ای مادر تاریخ ساز

ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای کویر تو بهشت جان من

عشق جاویدان من ایران من

…………………………..…………………………

گور من گهواره من

قلب پاره پاره من

بگو از اونا که رفتن

تو رو بی صدا شکستن

بگو از اونا که موندن

دلتو اینجا شکستن

با همه عذاب دیروز

دل به فردای تو بستن

توی این روزای خوب هم

می­بینی که با تو هستن

اما من نه اهل سودام

نه به فکر ترک اینجام

اهل تو از ریشه تو

خاک تو خون تو رگهام

…………………………..…………………………

ای ز تو هستی گرفته ریشه ام

نیست جز اندیشه ات اندیشه ام

آرشی داری به تیر انداختن

دست بهرامی به شیر انداختن

…………………………..…………………………

دلم از تنهایی تو

حتی یک نفس جدا نیست

گله سر کن که می ­دونم

گله­ هات یکی دوتا نیست

ای وطن ای ریشه من

عشق من اندیشه من

…………………………..…………………………

مثل ماندن روی حرف‌هایی که نگفته باشم
مثل توبه‌های دروغین
مثل شکنجه ، مثل کابوس
مثل ترک وطن ، مثلِ آوارگی
مثل زندگی با کسی که تا ابد دوستش نخواهم داشت
دوستت دارم
…………………………..…………………………
دوستت دارم
خاک حاصلخیز برای خوشه های عشق
تو را مژده می دهم
که به یکدیگر می رسیم
همان طور که کوه به کوه
و پس از ما
باید نشانه های راه که به سوی وطن می روند
دگرگون شوند
پس عشق ادامه دارد
…………………………..…………………………
تو آخرین سرزمینی
باقی مانده در جغرافیای آزادی
تو آخرین وطنی هستی
که از ترس و گرسنگی ایمنم می کند
اقتدار ایران

مانند شهاب و رعد غرش کردند

خون بر دل حامیان داعش کردند

موشک لرزاند قلب آنها را که …

با اسم مذاکرات سازش کردند

…………………………..…………………………

ما بنای کفر اعدا را به آتش می کشیم

خیمه طغیان و بلوا را به آتش میکشیم

ما نبودیم آن زمان کردند تخریب بقیع

ما سعودیّون ادنا را به آتش می کشیم

این زمان با آن زمان بسیار دارد فرقها

ما زبان یاوه گوها را به آتش می کشیم

…………………………..…………………………

ای که هستی با سکوت آتش بیار معرکه

ما تو را هم زشت کردارا به آتش می کشیم

آن زمان بگذشت قشری حکم بر دنیا کند

ما غرور حکمفرما را به آتش می کشیم

ای که با افسانه بر جام بستی دست ما

ما بساط فتنه افزا را به آتش می کشیم

…………………………..…………………………

گو گر آمریکا توافق نامه را پاره کند

ما خود برجام برجا را به آتش می کشیم

دشمن بد قول و بد عهد و بد آئین را بگو

ناقض پیمان اجرا را به آتش می کشیم

گر گزینه روی میز و زیر میز و پشت میز

هست، باشد میز امضا را به آتش می کشیم

…………………………..…………………………

کعبه را از دست قوم ابرهه کرده رها

در حرم ما لات و عزا را به آتش می کشیم

ما مدافع از حرم هستیم در شام و عراق

داعشی بی سرو پا را به آتش می کشیم

مرگ اسرائیل باشد قبل بیست و پنج سال

هر کجا ظلم است آنجا را به آتش می کشیم

…………………………..…………………………

گر زیادی دشمن غاصب رجز خوانی کند

شهر تل آویو و حیفا را به آتش می کشیم

ای فلسطین خواهد آمد موسم آزادی ات

ما به آهی خصم رسوا را به آتش می کشیم

گوید احرار زمان لبیک یا صاحب زمان

ما به عشقش قصر خضرا را به آتش می کشیم

پرچم ایران

سبز و سفید و سرخ است ، نشان  سرفرازی

سرخش به رنگ  خونِ ، شهید  جاودانی

 باشد  نشان  الفت  ، رنگ   سپید  و  روشن

مُهر  ولایت  ما ،  در رنگ  سبز  و گلشن

 این سه نشان فخر است ، تا کوردل  بداند

گر  چشم  حق  نباشد ، انصاف مرده  باشد

 راحت  بخواب  کورش ،  ای  فخر  آریائی

بیرق  به  اهتزاز  است ، بالا  به  شادمانی

 بانام و  با  نشانی  ،  ایران   سرای   جانم

اللهِ   پرچم   ما  ،  نام    و   نشانِ    ما مم

 کورش  کبیر  باشد  ،  آرش   رشید  ایران

هم   راه  با  سیاوش ، باشد   نماد   شیران

 مردم  به کار و جوشند ، خرسند ودر تکاپو

سبز وسفید وشاداب ،ایران در این  هیاهو

 “صفا“خدا ی سبحان ، هم پاسدار و حامی

…………………………..…………………………

ضربْ آهنگ ِ زندگی تند است، توی رگهای کشورم ایران

زندگی پرچم سه رنگ ِ توست، رنگ ِ جان، رنگِ پاکی و وجدان

سبز یعنی سر ِ بلندی که سبز شد توی ِ خاک ِ هر میدان

سرخ یعنی خدای ِ فهمیده زیر ِ خمپاره­های سرگردان

نقطه­ی اوج ِ رنگ­های تو، پوشش قلّه­ی دماوند است

پیش تو سر فرود می­آرد، کوه وقتی، که سخت پابند است

رنگ ِ خون، رنگ ِ صلح و آزادی، پرچم ِ تو خلاصه­ی دنیاست

زیر ِ چتر ِ تو می­نشینم امن، آخر ِ خوبی ِ خدا اینجاست

مرکز ِ پرچمت خدایی هست، مرکز ِ قلب ِ ملّت ِ ایران

خاک ِ تو خاک ِ تختی و بهداد، خاک  توِ خطّه­ی جوانمردان

کشور ِ شعر و عشق و افسانه، کشورم ای بهانه­ی شاعر

شعر عریان­ترین صدا در توست، روی لب­های زخمی ِ طاهر

کاش می­شد به خاک ِ شیرازت، بوسه زد/روی مقبر ِ حافظ

من سلامی که می­رسد بر تو، خسته از واژه­ی خداحافظ

شعر ِ من در تو شکل می­گیرد، وطنم سرزمین ِ اجدادم

نسل ِ من نسل ِ هفتم رستم، دختر ِ شاهنامه همزادم

…………………………..…………………………

سرخ و سفید و سبز است ،این بیرق کیانی

اما  صد آه و افسوس ، شیر ژیان  ندارد

 کو آن حکیم  طوسی ، شهنامه ای سراید

شاید  که  شاعر  ما ،   دیگر  بیان  ندارد

 هرگز  نخواب  کورش ، ای  مهر آریائی

بی نام  تو وطن  نیز ، نام  و نشان  ندارد

…………………………..…………………………

پرچم این مرز و بوم از سه رنگ آمد پدید / سبز بالا ، سرخ پائین ، در میان باشد سفید

رنگ سبزش  ، سربلندی ، سبزی و نور امید / رنگ سرخش حاصل پیکار میلیونها شهید

در میان ، رنگ سفیدش خودنمایی می کند / صلح ، دوستی ، مهربانی را روایت می کند

در میان این سفیدی هست نام ذوالجلال / آنکه بخشد کشورم را شوکت و لطف و کمال

…………………………..…………………………

پـرچـم مـا سـه رنگ اصلی داره

حتما یه مفهوم و یه قصدی داره

سبز کـه میگن به یاد سر زندگی

درخت و بـاغ و گـل و سبزینگی

سفید ، مثل قلـب پاک و روشن

نشونـۀ صلـح و صـفا و گلـشـن

قرمـز به رنگ خون پـاک شهید

دشمن میترسه از شهیدان شدید

هـک شـده در مرکزِ پـرچـمِ ما

بـه خط خـوش نـام جلیـلِ الله

پـس تـو بدان ای کودک ایرانی

کـه بـا خدا و پـرچـمت بمانی …

مطالب مرتبط

شعر در مورد پاییز ♥ شعر در مورد بهارشعر در مورد دوست

  • ولی چولوی

هر مثقال چند گرم

چهارشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۷، ۰۴:۰۴ ق.ظ

هر مثقال چند گرم

هر مثقال چند گرم

هر مثقال چند گرم , هر مثقال چند گرم است , هر مثقال چند گرم است طلا , هر مثقال چند گرم است زعفران , هر مثقال چند گرم هستش , هر مثقال چند گرم طلای ۱۸ عیار است.در این مطلب از سایت پارسی زی به سوالات شما پاسخ می دهیم

مثقال

مثقال یکی از یکاهای وزن است که در کشور ما هم مورد استفاده قرار می گیرد.مثقال شرعی و مثقال صیرفی و مثقال معمولی از معروفترین انواع مثقال هستند.در فقه اسلامی هر مثقال  شرعی برابر با هجده نخود است و معادل ۳٫۴۵۶ گرم می شود.

هر مثقال صیرفی معادل ۲۴ نخود و ۴٫۶۰۸ گرم است.توجه داشته باشید که مثقال معمولی معادل یک شانزدهم سیر است و  ۴٫۶۸۷۵ گرم است.البته عده ای مثقال را معادل ۴ و نیم گرم یا ۵ گرم در نظر می گیرند تا محاسبات راحت شود البته برای کالاهای کم ارزش.

هر مثقال چند گرم است

هر مثقال معادل ۴/۷ گرم است.

هر سیر ۷۵ گرم است.

هر اونس برابر ۲۸٫۳۵ گرم است.

هر پوند معادل ۴۵۳٫۵۶ گرم است.

هر تن هم هزار کیلو گرم است.

هر سوت یک میلی گرم است.

قیراط معادل ۲۰۰ سوت است و یک پنجم گرم است.

پانزده معادل دو و نیم سیر یا ۱۸۷٫۵ گرم است.

چارک معادل ۷۵۰ گرم است.

من تبریز معادل سه کیلوگرم است.

من ری معادل ۱۲ کیلوگرم است.

خروار برابر سیصد کیلوگرم است.

نخود معادل ۱۹۲ سوت است.

واحد وزن کردن طلا چیست

نکته مهمی که برای خیلی ها سوال بوجود می اورد این است که هر مثقال معادل ۴٫۷ گرم است و فرقی نمی کنید یک مثقال طلا باشد یا گندم یا زعفران.

سوالات مشابه

هر اینچ چند سانته : هر اینچ معادل ۲٫۵۴ سانتی متر است که خیلی از ائقات برای راحتی در محاسبات دو و نیم سانتی متر در نظر گرفته می شود.

هر پوند چند کیلو : هر پوند معادل ۰٫۴۵ گرم است و هر کیلوگرم بیش از دو برابر پوند می باشد.

  • ولی چولوی